مقاله «خاتون بخارا» نوشته ای است از دکتر عبدالرحیم قنوات که در نشریه تاریخ و تمدن اسلامی دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، پاییز و زمستان 1388 منتشر شده است. در چکیده این مقاله آمده است که «بررسی شخصیت و زندگی خاتون بخارا، اولین و آخرین زنی که بر منصب بخاراخداتی نشست و هم­ زمان درگیر رقبای داخلی و حملات پی در پی فاتحان عرب بود، اطلاعاتی ارزشمند درباره حیات سیاسی و اجتماعی بخارا به دست می­ دهد. داستان روابط عاطفی خاتون با سعید بن عثمان، فرمانده عرب که در شعری برجای مانده، به رغم ابهاماتش دارای ارزش ادبی و تاریخی فراوان است. در این نوشتار ضمن گزارش تلاش­ های محققان معاصر در خوانش این شعر، سعی شده با لحاظ پاره­ ای ازحوادث تاریخی و برخی ملاحظات زبانی، خوانش دیگری از این شعر ارائه شود».

اگر چه مدتها پیش از زبان استاد قنوات، در مناسبتهای مختلف، درباره این مقاله نکاتی از ایشان شنیده بودم اما در این سالها فرصتی برای مطالعه آن پیش نیامده بود. اینبار _ که در آغاز مقطع دکتری به سر می­ برم _ باز هم در کلاس صحبت از آن شد و بالاخره تصمیم گرفتم که آن را بخوانم. پس از پایان خواندن مقاله نکاتی به ذهنم رسید که در ادامه بیان خواهم کرد:

نخست آن که توصیه می­ شود دانشجویان رشته تاریخ حتما مقاله را بخوانند؛ به لحاظ روش پرداختن به یک موضوع تاریخی و تحلیل جوانب مختلف یک مسئله، مقاله از ارزش بالایی برخوردار است و می تواند الگویی برای ما دانشجویان باشد.

دوم، علاوه بر موضوع مورد نظر، یعنی قرار گرفتن شخصیت یک زن به عنوان مسئله مورد پژوهش و همچنین بحث از روابط عاشقانه که به طور معمول جذابیتی خاص را برای مخاطب به همراه دارد، نثر مقاله نیز روان و به تعبیر بنده، به گونه ای خبرنگارانه است که بر جذابیت آن افزوده و از این رو خواننده مشتاق است تا انتهای مقاله را بخواند.

سوم، از جنبه های مثبت و مهم این مقاله پرداخت همه جانه به تحقیقات پیشین است. اگر چه «خوانش های پیشین» درباره قسمتی از مسئله مورد نظر به بخشی از محور اصلی مقاله تبدیل شده اند؛ از طرفی دیگر می­ توان به این موضوع توجه داشت که در غالب مقالات و پایان نامه ها و بعضا کتبی که مطالعه می­ کنیم، به ندرت به پرداختی مفصل درباره ادبیات تحقیق یا همان پیشینه تحقیق بر می خوریم؛ امری که همواره در تحقیقات برجسته محقیق درجه یک مورد توجه است و غالبا در این تحقیقات – چه توسط افراد ایرانی انجام شده باشند و چه خارجی- مهم تلقی می شود.

چهارم: بر خلاف برخی از مقالات که معمولا به جنبه های کلی موضوعات تاریخی می پردازند و از ذکر جزئیات تاریخی که گاه حالتی حکایت وار به خود می گیرند، پرهیز می کنند؛  از محورهای اصلی و مورد توجه مقاله «خاتون بخار» پرداختن به جنبه های شخصی و جزئیات تاریخی است. این موضوع نیز از جنبه های مثبت مقاله است و تحلیلهای مرتبط با آن، هم برای دانشجوی تاریخ در درک و فهم گذشته می تواند مفید باشد، و هم جنبه ای از تاریخ صدر اسلام را مورد بررسی قرار داده که به نظر می رسد کمتر در تحقیقات به آن توجه شده است. این نکته اساسی قابل ذکر است که استفاده نویسنده از شاهنامه فردوسی به عنوان منبعی برای کسب اطلاعات تاریخی از اهمیت برخوردار است و این موضوع را مد نظر قرار می دهد که یک مورخ می تواند با استفاده از منابع مختلف به تحلیل مسائل تاریخی بپردازد و نباید به یکسری منابع رسمی و معمول اتکا کرد.

پنجم: مهمترین نقدی که به نظر اینجاب، به عنوان یک دانشجوی تاریخ، بر این نوشته وارد است کوتاهی است که نویسنده در بررسی منبع اصلی خود در تحقیق انجام داده است. محور اصلی مقاله با استناد به کتاب تاریخ بخارا نرشخی است و نویسنده نیز با اطمینان خاطر از داده های تاریخی این کتاب، نیازی به تحلیل و بررسی صحت گفته های نرشخی ندیده و از این جهت، توصیفات و گزارشهای این کتاب همواره مورد پذیرش قرار گرفته است. حال آنکه به نظر می رسد در چنین مقاله ای که -برای تحلیلهای تاریخی اش عمدتاً از یک کتاب نادر استفاده شده است- نویسنده می توانست بخشی را به صورت مجزا به کتاب اختصاص داده و برای مخاطب روشن کند که چرا باید به تمامی گفته های نرشخی و تاریخ بخارا یش اعتماد کرد؟ آیا جذابیت موضوع و از طرفی کمبود اطلاعات در زمینه مورد نظر باعث نشده است تا نویسنده بر همان مختصر اطلاعات تردیدی وارد نکند؟   

منبع : تاريخچه |درباره «خاتون بخارا»
برچسب ها : مقاله ,تاریخی ,مورد ,موضوع ,تاریخ ,جنبه ,اصلی مقاله ,مورد توجه ,جزئیات تاریخی ,تاریخ بخارا ,محور اصلی